دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

فرزند عزیزم: آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی، اگر هنگام غذا خوردن لباسهایم را کثیف کردم ویا نتوانستم لباسهایم را بپوشم، اگر صحبت هایم تکراری و خسته کننده است، صبور باش و درکم کن. یادت بیاور وقتی کوچک بودی مجبور میشدم روزی چند بار لباسهایت عوض کنم. برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور میشدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنم… . ( به افتخار همه مادرا!)

1392/02/10 - 10:47
17 ديدگاه
رضــــا

خدا نگهداره واسه اونایی که هنوز سایۀ مادرشون بالا سرشونه ...

13 سال و 6 ماه و 11 روز و 8 ساعت و 28 دقيقه قبل
♥♥ دنيا ♥♥

ممنون ديباجان ولي من مادر ندارم اما اون زمان ك بود روي چشمام نگهش داشتم

13 سال و 6 ماه و 11 روز و 8 ساعت و 22 دقيقه قبل
Diba ( مادربزرگ )(✿◠‿◠)

دنیاجان! وقتی گفتی مادر نداری، بخدا بیشتر از هر کسی احساس درد کردم! مادر دارم، ولی وقتی خودمو یه لحظه جای تو گذاشتم، سوختم! شاید واسه اینکه من شدیدا به مادرم وابسته م

13 سال و 6 ماه و 11 روز و 8 ساعت و 16 دقيقه قبل
♥♥ دنيا ♥♥

غم نبودش قابل تصور نيست اميدوارم كسي اين حسو تجربه نكنه دردش درمان نداره زخمش هم ترميم نميشه هميشه جاي خاليش آتيش به وجود آدم ميزنه روزي صد بار دست به تلفن ميرم كه بهش زنگ بزنم اما وقتي گوشي رو برميدارم يادم مي افته و به خودم ميگم: من ك مامان ندارم

13 سال و 6 ماه و 11 روز و 8 ساعت و 1 دقيقه قبل
Diba ( مادربزرگ )(✿◠‿◠)

بیا بغلم دختر گلم! مگه دیبات مرده اینطوری غصه میخوری؟!

13 سال و 6 ماه و 11 روز و 7 ساعت و 57 دقيقه قبل
♥♥ دنيا ♥♥

هر بار كه ديدگاه زديد و اومدم توي اين پست اشكي ريختم و رفتم

13 سال و 6 ماه و 11 روز و 7 ساعت و 55 دقيقه قبل

بازنشر

(11 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)