دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دیگه همه منو به اسم ِ آژانس ِ پیرها میشناسن : دی / بس که هر طرفی میرم یه پیرمرد یا پیرزن نشسته و من میرسونمش : ددی

1392/02/10 - 12:27 در جوالدوز
4 ديدگاه
فردایی دیگر

یادش بخیر پیرزن همسایمون گوششون کر بود تنها هم زندگی میکردن ..هر گاه میخاست بره جایی که سختش بود بابت شنیدنش باهاش میرفتم برای گفت و شنود کمکش میکردم...بابت اینم دوست و فامیل بهم میگفتن چلنگر....

خدا بیامرزدش.

13 سال و 6 ماه و 10 روز و 17 ساعت و 17 دقيقه قبل
امیرفال

یا حتی چلنــکر : دی
کلا این مدل از آدما دوست داشتنی ان/ صفا دارن با همین سن بالاشون

13 سال و 6 ماه و 10 روز و 17 ساعت و 16 دقيقه قبل
فردایی دیگر

هر کاری هم کردم بازم وقتی بهش میگفتم لنز میگفت: چی لنگ؟
هر چقدر براش بهزیستی رو تلفظ میکردم بازم میگفت بی بی سی.

13 سال و 6 ماه و 10 روز و 17 ساعت و 13 دقيقه قبل
امیرفال

چقدر جالب بوده اون صحنه ها : ) امروز هم واسم خیلی از این اتفاقا افتاد

13 سال و 6 ماه و 10 روز و 16 ساعت و 44 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)