دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دوستت دارم پریشان ، شانه می خواهی چه کار ؟ / دام بگذاری اسیرم ، دانه می خواهی چه کار ؟ / تا ابد دور تو می گردم ، بسوزان ! عشق کن ! / ای که شاعر سوختی ، پروانه می خواهی چه کار ؟ ... !/ [مهدی فـــــــــرجی / به عقیدهٔ بسیاری بعد از حسین منزوی (پدر غزل نیمایی) یکی از بزرگترین غزل‌سرایان ایران است]

1392/02/10 - 16:59 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

مـُردم از بس شهر را گشتم ، یکی عاقل نبود
راستی تو این همه دیوانه می خواهی چه کار ؟

مثل من آواره شو از چار دیواری درآ !
در دل من قصر داری ، خانه می خواهی چه کار ؟

خرد کن آیینه را در شعر من خود را ببین
شرح این زیبایی از بیگانه می خواهی چه کار ؟

شرم را بگذار و یک آغوش در من گریه کن
گریه کن ! پس شانه ی مردانه می خواهی چه کار ؟

13 سال و 4 ماه و 20 روز و 15 ساعت و 32 دقيقه قبل

بازنشر

(2 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)