دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

روز آخری که بین ما بود ، خیلی خوش گذشت . با هم رفتیم سینما ، بعد هم رفتیم حمام عمومی پایگاه . همین جور که می خندید ، گفت " امروز می خوام غسل شهادت کنم . " کلی به ش خندیدیم . گفتم " یکی تو شهید می شی ، یکی من . " فردایش من تنها برگشتم . یک روز سرد و ابری آذر ماه بود . || ؛ کتاب هوانیروز

1392/02/11 - 23:54 توسط موبایل
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)