دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ای طبیب زخمهای بی علاج../.. ای قرار بی قراری ها بیا../.. کس نمی فهمد زبانِ زخم را ../..ای دوای زخم کاری ها بیا!

1392/02/13 - 13:51 در خورشید پشت ابر
1 ديدگاه
فردایی دیگر

کفش های اتشینت در بغل
باز می دانم که در خوابم هنوز

تاول دستم نشان دست توست
بی قرار وگیج و بی تابم هنوز!

من درختِ شعر نابت میشوم
سایه سارِ واژه وارسته ات

فال می گیرم خیالِ خویش را
در نگاهِ بیقرار و خسته ات!

قایق دریای ذهنت می شوم
تا کران بی کران هر نورد

گو به خشم آید همه امواج ها
جان سپر می سازم از بهر نبرد!.

حسین پناهی.(سالهاست که مرده ام )

13 سال و 4 ماه و 18 روز و 19 ساعت و 56 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)