دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

رضا اومده پیشم مثلا با خواهرش و مادرش بعد برام شیرکاکائو آورده بهش میگم ابله جان اگه از این به بعد خواستی اینجور جاهابری واسه طرف ازینا نگیر میگه حیف که نمیشد وگرنه یه کارتن برات میاوردم (نامرد میدونه خیلی شیرکاکائو دوست دارم) بعد این خواهرش اخم کرده بود بهم رضا بهش گفت چته این شکلی شدی میگه آخه نمیتونم ببینم این همون خنگول خودمونه اعصابم خورد شده خو هی بهت گفتم من نیاما گفتی باید بیای نزدیک بود گریه کنه بیچاره . . .

1392/02/14 - 00:43

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)