جهت عضويت در Donbaler و دنبال کردنِ جواد منادی تمايل داريد ؟!

دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
1 روز گذشت ...
13 سال و 1 ماه و 12 روز و 48 دقيقه قبل2 روز گذشت ...
13 سال و 1 ماه و 11 روز و 48 دقيقه قبلچی بگم؟!
3 روز گذشت ...
13 سال و 1 ماه و 10 روز و 53 دقيقه قبلامروز روز وحشتناکی بود، روزی که بدترین، تلخ ترین، عذاب آورترین حرف رو ازت شنیدم !
4 روز گذشت ...
13 سال و 1 ماه و 8 روز و 12 ساعت و 23 دقيقه قبلدیشب بعد مدتها بخاطر کنکورم دو تا sms خوب بهم دادی. اینقد خوشحال شدم، اینقد خوشحال شدم که خدا میدونه ...
فکر میکنم از پارسال بهتر دادم، اما خیلی ترسیدم همه چی یادم رفته بود باید این 1 ماه رو میخوندم اما نشد، نتونستم، این مشکلا نذاشت.
کاش پارسال کنکور داشتم، ایشالا که خدا کمک میکنه و از پارسال رتبم بهتر بشه.
5 روز گذرشت ...
13 سال و 1 ماه و 8 روز و 54 دقيقه قبلامشب دلم خیلی خیلی گرفته بود بهت اس دادم اما هیچی نگفتی هیچی.باشه بازم اشکال نداره :ط
6 روز گذشت ...
13 سال و 1 ماه و 7 روز و 51 دقيقه قبلو باز هم منُ این بغضهای لعنتی شبانه.
خیلی دلم برات تنگه، دلم واسه خیلی چیزا تنگه، خیلی چیزا ...
7 روز گذشت ...
13 سال و 1 ماه و 6 روز و 46 دقيقه قبلامشبم یه شبِ خیلی خیلی سخت برام بود و کلی حرفای سخت رو شنیدم اما مهم نیست، مهم اینه که من هنوزم برات میمیرم :ط
8 روز گذشت ...
13 سال و 1 ماه و 5 روز و 49 دقيقه قبل24 ساعت کامل از من تو زندگیت خبری نشد. شاید از این به بعد هم خبری نشه تا اینجوری بتونی به اون آرامشی که دنبالشی، برسی.فقط واسه این، اینجا کامنت میزارم که فکر نکنی فراموش شدی.
نمیتونم دیگه فحش بخورم، پستها و بازنشرهارو هرجور شده تحمل میکنم اما دیگه نمیتونم فحش بخورم، نمیتونم ...
9 روز گذشت ...
13 سال و 1 ماه و 4 روز و 57 دقيقه قبلامشب خیلی دلم میخواست بهت پیام بدم اما ترسیدم، چند بار اومدم پیام بدم اما به خودم گفتم باز الان ناراحتش میکنم.
48 ساعت بدونِ تو داره میگذره، خیلی سخته، خیلی عزیزم ...
10 روز گذشت ...
13 سال و 1 ماه و 2 روز و 23 ساعت و 46 دقيقه قبلامروز غروب دیگه نتونستم جلویِ خودمُ بگیرم و مجبور شدم بهت اس بدم اما جواب ندادی ...
دلم برات خیلی تنگه، خیلی
آخره شب یه اس دادی که اونم ...
خیلی بغض دارم،خیلی ...
11 روز گذشت ...
13 سال و 1 ماه و 2 روز و 56 دقيقه قبلامروز چشمام همش داغِ داغ بود. همین چند دقیقه پیشم دوباره اسهای امروزتُ خوندم دوباره اشکام در اومد و با جون کندن پاکشون کردم، خیلی سخته ...
نمیدونم چیکار کنم، بخدا دیگه مغزم کار نمیکنه، نمیــــــــــــــــــدونــــــــــــــــم ...
12 روز گذشت ...
13 سال و 1 ماه و 9 ساعت و 21 دقيقه قبلیه روزی میرسه من اینجا کامنت میزارم میگم بالاخره بعدِ Nروز تو برگشتی :ط
اون روز هرچقدر هم دیر باشه من صبر میکنم چون از ته دلم دوستت دارم :ط
13 روز گذشت ...
13 سال و 1 ماه و 33 دقيقه قبلو من امشب خیلی امیدوارتر نسبت به شبهای دیگه هستم ...
دوستت دارم با تمومِ وجودم نفسم :ط
14 روز گذشت ...
13 سال و 28 روز و 22 ساعت و 7 دقيقه قبلدو هفته از تولدتت گذشته و هیچ چیز باعث نشده من این روزُ فراموش کنم :ط
15 روز گذشت ...
13 سال و 28 روز و 10 ساعت و 22 دقيقه قبلامشب اونقد خستم که حتی توانِ تایپ کردن ندارم : (
16 روز گذشت ...
13 سال و 27 روز و 9 ساعت و 52 دقيقه قبلامروز یه روز خیلی خیلی سخت دیگه برام بود، روزی که همش دلم میخواست چند کلمه باهام حرف بزنی، بهم دلداری بدی، امروز بارها و بارها نبودنت رو حس کردم ...
حتی امشب چندین ساعت تو یاهو آنلاین بودی و چند بار خواستم پیام بدم حتی تایپ کردم اما نتونستم ارسال کنم، ترسیدم
امروز واقعا سخت بود ...
17 روز گذشت ...
13 سال و 26 روز و 10 ساعت و 36 دقيقه قبلبعضی وقتا آدم هیچی واسه گفتن نداره، هیچی ...
18 روز گذشت ...
13 سال و 25 روز و 9 ساعت و 43 دقيقه قبل19 روز ...
13 سال و 24 روز و 9 ساعت و 31 دقيقه قبل20 روز گذشت ...
13 سال و 23 روز و 10 ساعت و 47 دقيقه قبل21 روز ...
13 سال و 22 روز و 10 ساعت و 18 دقيقه قبل22 روز گذشت ...
13 سال و 21 روز و 10 ساعت و 27 دقيقه قبلآخ که چقد حرف دارم اما دلم نمیخواد حتی اینجام بگم ...
23 روز گذشت ...
13 سال و 20 روز و 9 ساعت و 30 دقيقه قبل24 روز گذشت ...
13 سال و 19 روز و 10 ساعت و 43 دقيقه قبل25 روز گذشت ...
13 سال و 18 روز و 9 ساعت و 23 دقيقه قبلدلم دیگه پوسید، پوسید، پوسید !
26 روز گذشت ...
13 سال و 17 روز و 9 ساعت و 36 دقيقه قبلو من همچنان منتظر بازگشتِ تو ...
27 روز گذشت ...
13 سال و 16 روز و 9 ساعت و 48 دقيقه قبلامروز تو یاهو بهم پیام دادی، خیلی دلم میخواست جواب بدم اما بیخیال شدم و گفتم واسه اولین بار سکوت کنم.
با چند تا کامنت گذاشتنِ من، اونم بعدِ مدتها من متهم شدم به دختر باز بودن ...
خودت چی؟تو این مدت چقد با پسرا گفتیُ خندیدی؟
میدونم مشکلمون این حرفا نیست و مشکل جای دیگه هست و مقصر اصلی کسی نیست جز من.
چقدر دلم میخواست الان بهت اس بدم و روزتُ بهت تبریک بگم اما ...
به هر حال روزت مبارک عزیزم :ط
28 روز گذشت ...
13 سال و 15 روز و 10 ساعت و 43 دقيقه قبلامشب دیگه داشتم خفه میشدم و بعدِ چند روز بهت اس دادم و حرفامُ زدم.
میدونم هیچ تاثیری نداشتن حرفا.
میدونم چی میگذره تو وجودت.حست در موردم چیه. همه رو خوب میدونم.حقم داری.
وحشتناک سردرد دارم. امشب یسری چیزا فهمیدم که نباید میفهمیدم، که نباید میدیدم ...
29 روز گذشت ...
13 سال و 14 روز و 10 ساعت و 19 دقيقه قبلامروز همش حست کردم. همش میدیدمت ...
اومدیم به جایی که واسه اولین بار اونجا همدیگه رو دیده بودیم :ط
30 روز گذشت ...
13 سال و 12 روز و 18 ساعت و 21 دقيقه قبلدیشب خیلی بهت نزدیک شده بودم اما بازم نشد دوباره بدستت بیارم !
یه روز دوباره بدستت میارم و با تمومِ وجودم میپرستمت تا خیلی زود این روزای سختُ دردناک فراموش بشه :ط
31 روز گذشت ...
13 سال و 12 روز و 9 ساعت و 52 دقيقه قبلقلبها آرامُ قرار ندارند، اما عشق را انکار میکنیم !
32 روز گذشت ...
13 سال و 11 روز و 9 ساعت و 18 دقيقه قبلدیشب بعدِ آخرین اس تو انگاری دنیا رو سرم خراب شده بود، دلم میخواستم بهت بگم آخه چرا اینقد جفتمون رو عذاب میدی؟ اما هرجور بود تحمل کردم و سکوت کردم.
قلبِ من از آنِ تو هست فدات شم ...
روزام با یادِ تو سپری میشه عزیزم ...
دوستت دارم، دوستت دارم، به اندازه تمامِ دوستت دارم هایی که به من نگفتی میگم دوستت دارم، دوستت دارم ...
33 روز گذشت ...
13 سال و 9 روز و 11 ساعت و 22 دقيقه قبلامروز تو یاهو بهم پیام دادی ازم معذرت خواستی. یعنی این معنیش میتونه این باشه که دوباره میخوای بهم یه فرصت بدی؟!
اگه همینطور باشه تا آخرِ عمرم مدیونت میمونم و هیچوقت این لطفت رو فراموش نمیکنم دلم خیلی خیلی برات تنگه.
34 روز گذشت ...
13 سال و 9 روز و 10 ساعت و 36 دقيقه قبلالان تو یاهو داریم بعدِ مدتها باهم حرف میزنیم اما هنوزم سرده اما اشکال نداره. اینم یه روزی درست میشه. انتظار ندارم همین امشب گرمِ گرم باشه.
اینقد استرس دارم که خدا میدونه. اصلا قلبم آروم نمیگیره.
35 به طرزِ عجیبی گذشت و باز هم کلی حرف ناگفته باقی موند.
13 سال و 7 روز و 21 ساعت و 18 دقيقه قبلپروندهی این پستم بسته شد ...
دیگه دارم خفه میشم، مجبورم برم یجا دیگه بنویسم ...
13 سال و 7 روز و 10 ساعت و 10 دقيقه قبل