دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

گفت برسونمت... همچین که نشستم تویِ ماشین، پخش ماشین خوند: کاش از اول میدونستم تو مالِ دیگرونی ...// بغض و اشک و خفقان هوایِ بسته ی ماشین دیوانه ام کرد. دلم میخواست بگم :بزن کنار! پیاده میشم!/ اونقدی ملتهب بودم که فهمید! اینبار نتونستم نقش بازی کنم! -61-

1392/02/16 - 01:23 در روزنوشت
2 ديدگاه
دریـــا

کاش از اول میفهمیدم تو مغروری

کاش میدونستم از دنیایِ من دوری

کاش آروم آروم از قلبِ من میرفتی ...


------------


زندگی ام لبریزِ تمامِ ندانسته هایم شد ...

13 سال و 4 ماه و 20 روز و 23 ساعت و 39 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)