دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دخترک همسایه نشست وتکه نان کوچکی که روی زمین افتاده بود را برداشت... آن را بوسید و روی لبه ی پنجره ای گذاشت. ناگهان چشمش به پسری افتاد که از پنجره به او خیره شده بود. پسر خود از عمد نان را آنجا انداخته بود.....

1392/02/16 - 17:01 توسط موبایل در دوره
بدون دیدگاه
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)