دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

و نوشته ی همین الان . . .

1392/02/19 - 11:36
9 ديدگاه
یک آقایِ مثلا نویسنده

اشــــک هام

میخوام از تو بنویسم

اما اشک هام نمیزاره

اینا همش خاطره هامه

که روی گونم میباره



کاش میشد غریبه باشیم

توی دنیای این تاریک

توی این جدایی هامون

ما به فکر هم نباشیم



رفتنت از پیش من

مثل مرگ لحظه هام بود

مثل گریهِ یه مرد

سخت و پراز التهاب بود



اشکهای نیمه جون من

شعرمیگن دوباره باز

قطره ثطره مینویسن رفتنت رو

روی گونه هام

13 سال و 4 ماه و 13 روز و 15 ساعت و 59 دقيقه قبل
motefavet

توی دنیای این تاریک -> توی این دنیای تاریک ... قشنگ بود . باریک

13 سال و 4 ماه و 13 روز و 6 ساعت و 58 دقيقه قبل
یک آقایِ مثلا نویسنده

ها اشتباه نوشتم بودم . . .

مرسی دوست خوبم ولی خداییش خیلی مزخرف بودا . . .
میدونم دارین بهم امیدواری میدین . . .

13 سال و 4 ماه و 13 روز و 6 ساعت و 56 دقيقه قبل
motefavet

از اونجا که دوست باس آینه دوست باشه ... خووو .. باس بگم خوب شرو کردیااااا فقط آخرش یه کم همچی ضعیف شده ... تازه قطره قطره می نویسم نه قطره ثطره

13 سال و 4 ماه و 13 روز و 6 ساعت و 52 دقيقه قبل
یک آقایِ مثلا نویسنده

ها اینجوری خوبه . . . رفیق باید همه چیو بگه . . .
خوب من اگه سوتی ندم که بهم نمیگن امید خنگول

13 سال و 4 ماه و 13 روز و 6 ساعت و 50 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)