دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اون‌شب پیش ِ خودم می‌گفتم: فکرشو بکن، عمه‌ت که روی صندلی جلویی نشسته برگرده، ببینی زامبی شده و خون جلوی چشماشو گرفته! بعد به خودم گفتم چه ایده‌ی ترسناکی، ولش کن اصلاً، فکرشو نکنم بهتره ...

1392/02/21 - 12:11 در بی حجاب از روی دیوارها
1 ديدگاه
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)