دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یکی از دوستای ِ خیلی قدیمیمو که یه سه چهار سالی میشد ندیده بودمشو امروز صبح اتفاقی دیدم .. یه افاده هایـــی میریختُ اداهایــــی میومد منم همینجوری بیخیال .. آخرش حوصله ـَم سر رفت نتونستم جلو خودمو بگیرم گفتم حمیده جون چرا اینقد خودتو اذیت میکنی راحت باش خودمونیم دیگه غریبه که اینجا نیس اینقد چشمُ ابرو ُکلاس برا من میای.. من که دیگه میشناسمت خخخخ طفلک گرخید فک کنم برا همیشه قطع رابطه کرد باهم

1392/02/21 - 16:24 در پریسا
14 ديدگاه
علیرضا

ساکت بودی داشتی اینو منوشتی ؟
ایول حرکت قشنگی کردی .

13 سال و 4 ماه و 10 روز و 18 ساعت و 36 دقيقه قبل
علیرضا

آره کلا خوشم نمیاد از اینایی که با این که میشناسی خیلی خودشونو میگیرن .

13 سال و 4 ماه و 10 روز و 18 ساعت و 34 دقيقه قبل
پـریـسـا

فک کرده بعد سه چهار سال حالا چه تغییراتی کرده که اینقده خودشو میگرف

منم خوشم نمیاد اصن

13 سال و 4 ماه و 10 روز و 18 ساعت و 33 دقيقه قبل
پـریـسـا

من کلن آدم راحتیم از چیزی خوشم نیاد رک میگم

13 سال و 4 ماه و 10 روز و 18 ساعت و 30 دقيقه قبل
علیرضا

خب خیلی خوبه . اصلا همین اخلاقت خیلی خوبه . کلا خوش اخلاقی .

13 سال و 4 ماه و 10 روز و 18 ساعت و 23 دقيقه قبل
علیرضا

نه . اتفاقا خیلی هم خوش اخلاقی . وگرنه برات دیدگاه نمیزاشتم .

13 سال و 4 ماه و 10 روز و 18 ساعت و 15 دقيقه قبل
پـریـسـا

اووووف پس من باید از تو سپاسگذار باشم که میای برام کامنت میزاری

13 سال و 4 ماه و 10 روز و 18 ساعت قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)