دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سِنّی نداشتی چقدر پیر می روی...

1392/02/21 - 16:47 در یاس شکسته
2 ديدگاه
عاطفه..!

سِنّي نداشتي چقدر پير مي روي! // شرم از قدِ هلالِ تو حالم گرفته است

بانو گُمان نمي كني اندازه ي تو را // تابوت سازِ خانه كمي كم گرفته است؟

لحظه به لحظه غسلِ تو را پير مي شوم // از زندگي نفس به نفس سير مي شوم

در لحظه هاي شُستنِ از زيرِ پيرهن // مثلِ غروب پيرهنت سرخ گشته است

چندين و چند جايِ تنِ تو شده كبود چندين // و چند جايِ تنت سرخ گشته است

اين زخمِ سينه بد قِلِقي مي كند هنوز // سرباز كرده و كفنت سرخ گشته است

باز شد گِره ز روسريت واي بر دلم // از زيرِ گوش تا دهنت سرخ گشته است

از بس كه آستين به دهن گريه مي كند // از بُغض صورتِ حسنت سرخ گشته است

از غُصه سر به چوبه ي تابوت مي زنم // جان مي كَنم من از تو ولي دل نمي كنم

13 سال و 5 ماه و 30 روز و 5 ساعت و 51 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(3 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)