دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

تو حیاط دبیرستان یکی یقه پیرهنم رو گرفت!! فهمیده بود از خواهرش خوشم میاد.... بچه ها دور ما حلقه زده بودند و فریاد میکشیدند....قورتش بده.... چون هیکلم بزرگ بود!! اون هی مشت میزد و من فقط دفاع میکردم. . . باز اون مشت میزد و من فقط و فقط دفاع میکردم بالاخره یه خراش کوچیکی روی صورتم افتاد فرداش خواهرش به من گفت حداقل توام یه مشت میزدی روم نشد بهش بگم. . . آخه چشماش شبیه تو بود.....

1392/02/22 - 11:24

بازنشر

(2 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)