دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

حمید مصدق... - از زبان پسر -

1392/02/22 - 22:55 در اشعار فارسی
2 ديدگاه
عاطفه..!

توبه من خندیدی

و نمی دانستی

من به چه دلهره از باغچه ی همسایه

سیب را دزدیدم

باغبان از پی من تند دوید

سیب را دست تودید

غضب الوده به من کرد نگاه

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک


وتو رفتی وهنوز،

سالهاست که در گوش من ارام ارام


خش خش گام توتکرار کنان ،

میدهد ازارم

ومن اندیشه کنان غرق دراین پندارم

که چرا خانه کوچک ما سیب نداشت!

13 سال و 5 ماه و 29 روز و 9 ساعت و 19 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)