دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

فروغ فرخزاد... -از زبان دختر-

1392/02/22 - 22:59 در اشعار فارسی
2 ديدگاه
عاطفه..!

من به توخندیدم

چونکه میدانستم

تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی

پدرم از پی تو تند دوید

ونمیدانستی باغبان باغچه همسایه

پدر پیر من است

من به تو خندیدم


تا که باخنده خودپاسخ عشق توراخالصانه بدهم

بغض چشمان تو لیک

لرزه انداخت به دستان من و

سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک


دل من گفت:برو

چون نمی خواست به خاطر بسپارد

گریه تلخ تورا

ومن رفتم وهنوز

سالهاست که در ذهن من ارام ارام

حیرت وبغض تو تکرار کنان

می دهد ازارم

ومن اندیشه کنان غرق دراین پندارم

که چه میشداگرباغچه ماسیب نداشت...

13 سال و 5 ماه و 29 روز و 9 ساعت و 15 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)