دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

می ترسم که گم شوم ، میان این خیابان های ، میان نگاه های ، میان زلف پریشانی که در تاب می خورد ، میان رهگذرانی که قدم هاشان بی تو همیشه را می کند ، من می ترسم گم شوم میان انبوه نبودت ، میان مدامِ لحظه های نبودت ، من . . .

1392/02/23 - 23:37
1 ديدگاه
یک آقایِ مثلا نویسنده

. . . در خیابان قدم می زنم و به تو فکر می کنم،چه قدر می ترسم این روزها . . .

کشانده اند مرا روزها به تنهایی
گمان کنم که مرا منتظر نمی خواهند ...

13 سال و 4 ماه و 11 روز و 19 ساعت و 42 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)