دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ی ِداستان ِ واقعی ِ تَلخ ... [ قدیمی ]

1392/02/24 - 00:04 در دوره
1 ديدگاه
فــرشــیـد

دختر : آروم تر من می ترسم

پسر : نه داره خوش میگذره

دختر : اصلا هم خوش نمی گذره
تو رو خدا خواهشمیکنم خیلی وحشتناکه

پسر :پس بگو دوستم داری


دختر : باشه باشه دوست دارم حالا خواهش میکنم آروم تر برو
پسر : حالا بغلم کن (دختر بغلش کرد)

پسر : می تونی کلاه ایمنی منو بذاری سرت؟داره اذیتم می کنه.

دختر : آره , میتونم , الان میزارم رو ســَـر خودم
.
.
.
.
تیتر روزنآمه های فردآ

موتورسوآری با 2 سرنشین با سرعت بالایی به یک ساختمآن برخورد کرد و فقط یک نفر که کلاه ایمنی سرش بود
از این حادثه دلخرآش , جان سالم به در بـــُـرد

وآقعیت این بود که موتور , ترمز بریده بود و پسر نمیخواست که دختر این قضیه رو بفهمه
بـــــَـرآ همین فقط خواست برآی آخرین بآر از دختر بشنوه :
دوست دآرم ....

13 سال و 4 ماه و 11 روز و 9 ساعت قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(2 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)