دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود / تا کجا باز دل غمزده‌ای سوخته بود / رسم عاشق‌کُشی و شیوه شهرآشوبی / جامه‌ای بود که بر قامت او دوخته بود ... !/

1392/02/24 - 20:27 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

جان عشاق سپند رخ خود می‌دانست
و آتش چهره بدین کار برافروخته بود

گر چه می‌گفت که زارت بکشم می‌دیدم
که نهانش نظری با من دلسوخته بود

13 سال و 4 ماه و 6 روز و 9 ساعت و 4 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)