دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

و حالا بلند شو، اسماعیل! به بیمارستان ها و تیمارستان ها و آینده ها بگذر! و به خیابانها و گورستانها، جنگ است اسماعیل، جنگ است

1392/02/26 - 12:17 در رضا براهنی
2 ديدگاه
آناهیتا

به یاد شبی می افتم که پسرم دو روزه بود


با گونه هایی مثل حباب نارنج


چه نیمه شبی بود در بیمارستان!


زنم از کنار پرده ماه را می پایید که در آسمان بولوار شناکنان می رفت


تو ناگهان کنار در اتاق با آغوشی از گل ظاهر شدی:


"چگونه آمدی؟ ساعت ها از وقت ملاقات گذشته است اسماعیل


گفتی: بیمارستان ها و تیمارستان ها بروی "آینده" بازند"


و حالا بلند شو، اسماعیل! به بیمارستان ها و تیمارستان ها و آینده ها بگذر!


و به خیابانها و گورستانها، جنگ است اسماعیل، جنگ است


و اسماعیل ها براستی ذبح می شوند...


زجر روانم بود که مرا این چنین شطح خوان کرد


ای دیوانه، دیوانه تر از خود، چرا مرده باشی و من ندانسته باشم؟


چرا من زنده باشم و تو مرده باشی؟

13 سال و 5 ماه و 25 روز و 7 ساعت و 38 دقيقه قبل
فاطیما

ای گنجشک در به در در خانه های اجاره ای
ای اسماعیل..

13 سال و 5 ماه و 23 روز و 3 ساعت و 51 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)