دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

چه شب است یارب امشب . . .

1392/02/26 - 15:31 در سعدی
4 ديدگاه
باران بهاری

من اگر نظر حرامست بسی گناه دارم

چه کنم نمی‌توانم که نظر نگاه دارم


ستم از کسیست بر من که ضرورتست بردن

نه قرار زخم خوردن نه مجال آه دارم


نه فراغت نشستن نه شکیب رخت بستن

نه مقام ایستادن نه گریزگاه دارم


نه اگر همی‌نشینم نظری کند به رحمت

نه اگر همی‌گریزم دگری پناه دارم


بسم از قبول عامی و صلاح نیک نامی

چو به ترک سر بگفتم چه غم از کلاه دارم


تن من فدای جانت سر بنده وآستانت

چه مرا به از گدایی چو تو پادشاه دارم


چو تو را بدین شگرفی قدم صلاح باشد

نه مروتست اگر من نظر تباه دارم


چه شبست یا رب امشب که ستاره‌ای برآمد

که دگر نه عشق خورشید و نه مهر ماه دارم


مکنید دردمندان گله از شب جدایی

که من این صباح روشن ز شب سیاه دارم


که نه روی خوب دیدن گنهست پیش

تو گمان نیک بردی که من این گناه دارم

13 سال و 4 ماه و 4 روز و 11 ساعت و 4 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)