دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

را می‌گیرم ! وصل می‌شوم به روضه ی منوره‌ات ، می‌گذارم روی ، هیاهو می‌پیچد روی ‌ام ! صدای و کیلومترها دورتر از من! در کنار تو، به بُعد مسافت ، سجاده‌ام پر می‌شود از ، ، ، پر می‌شود از زلال استجابتِ چشم‌هایی که هستند ، بگذار هم‌امشب نفسِ من هم پیچیده باشد میان حرمت! تاب خورده باشد میان و رسیده باشد به مهربانی ات! رخصت بده بزنند نفس‌هایم در مقابلِ رأفتت که دلتنگی امان بریده از تک تک شان . . .

1392/02/29 - 00:25
2 ديدگاه
یک آقایِ مثلا نویسنده

. . . یک چیزی می‌نشیند ته گلویم! قطع می‌کنم! قطع نمی‌شود بی‌تابی ِ از حد گذشته‌ی این تا همیشه گدای ِ محضرت . . .

همین الان که داشتم از دلتگی میمردم زنگ زدم ...

13 سال و 4 ماه و 7 روز و 9 ساعت و 53 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)