دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دوست عزیزی کرده بود تا از خوشبختی های زندگی ام ، خوب که فکر کردم دیدم اگر خیلی هم نروم - یعنی همین 4 یا 5 سال اخیر را در نظر بگیرم- هیچ وقت نبوده که با وجود تمام و یا و باقی تلخی ها ، احساس کنم ، همیشه در بدترین حال ممکن جایی میان این دو به راهم ادامه داده ام، چیزی شبیه همین حالا و بعد فکر کردم نمی دانم به چه چیزهایی می گویم ، لابد تمام بهانه های و که می توانند حتی برای لحظه ای یک حس خوب امیدوارانه و لذت بخش را برایم فراهم کنند، و این ها - خوب که نگاه می کنم- آنقدر زیادند که نمی توان آنها را به همین و نام برد ، و قطعا هیچ روزی خالی از این بهانه ها نیست ، و همه ی چیزهای کوچک و بزرگی که خیلی وقت ها بعضی شان به نمی آیند و اما حواسم هست که دارمشان ، و حواسم هست تا هستند موجود هستم ، بهانه ی خوبی بود که بیافتم . . .

1392/02/29 - 12:44
1 ديدگاه
یک آقایِ مثلا نویسنده

. . . یا وقت هایی که میان هق هق های شبانه کتاب خدا را باز می کنم و سر به زنگاه به داد امید لب پرتگاهم می رسد . . .

13 سال و 4 ماه و 5 روز و 15 ساعت و 27 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(3 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)