جهت عضويت در Donbaler و دنبال کردنِ یک آقایِ مثلا نویسنده تمايل داريد ؟!

دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
مادربزرگ نگران بود، نگران موهایش که در جلوی پیرمرد همسایه با آن عینک ته استکانی اش در اثر باد چند تاری لغزیده بودند روی پیشانی اش و همه اش می گوید: می ترسم در آن دنیا از این موها آویزانم کنند،خدا گفته ...
13 سال و 4 ماه و 4 روز و 20 ساعت و 36 دقيقه قبلنگرانی مادربزرگ مو است ...
مادر نگران بود، آخرین باری که جلوی آینه آرایشگاه نشسته چند تار مو که از ده عدد هم بیشتر می شده اند لای موهایش دیده شده اند، مادر می ترسد موهایش به زودی همه شان سفید شوند ...
نگرانی مادر مو است ...
دختر نگران بود،امروز آینه لوازم آرایشی اش را خانه جا گذاشته ...
نگرانی همه شان مو است همان که روز قیامت کمی ضخیم تر از پل صراط است،شنیده ام حساب های آنجا طوری است که مو را از ماست می کشند بیرون . . .
+ خاطرات یک کتابفروش:
امروز یک نفر آمد کتابفروشی و پرسید کتاب "بیماری های انگشتان گاو و گوسفند" را دارید؟
و من در این فکرم که مگر گاو و گوسفند انگشت دارند؟پس آن سُم ها چیست؟