دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بر اساس پستی که چند لحظه ی پیش خانم مهندس @Rahil در مورد دوس جونشون و برادرش نوشته بود : در جا بهش زنگ زدم خیلی یواش حرف میزد منم نا خود اگاه مثل اون اروم حرف میزدم بعد رفت تو اتاق به شکل عادی حرف زد ولی من همچنان یواش حرف میزدم یهو برگشت گفت تو چرا یواش حرف میزنی؟ تازه گرفتم چه خبره همچین خندیدم مامانم امد گفت چی شده دیوونه شدی نصفه شبی ؟(با تعجب) اصلا با این خانم من حرف میزنم حالم عالی میشه جز شادی و ارامش هیچی نداره صداش واقعا زیباست قربونش برم من الهی

1392/03/02 - 00:34
16 ديدگاه
Rahil

جیگرتو،خدانکنه...فدایی داری عشقم...

13 سال و 3 ماه و 29 روز و 23 ساعت و 19 دقيقه قبل توسط موبایل
وحـــــید

آبجی دوباره شوهر بیچارتو خوابوندی اومدی اینجا؟ همش مقصر طهوراست میدونم

13 سال و 3 ماه و 29 روز و 23 ساعت و 16 دقيقه قبل
Rahil

باورکن خودمم خیلی خسته ام،ولی حکایت دنبالر حکایت تخمه خوردنه...

13 سال و 3 ماه و 29 روز و 23 ساعت و 11 دقيقه قبل توسط موبایل
وحـــــید

طهورا خودت شوهر نداری.درسم که نمیخونی نمرتم که میگیری.آخه چرا آبجی منو از راه بدر میکنی

13 سال و 3 ماه و 29 روز و 23 ساعت و 4 دقيقه قبل
Rahil

وحیدخان؛نداشتیما!چراطهورای منو اذیت میکنی؟

13 سال و 3 ماه و 29 روز و 23 ساعت و 1 دقيقه قبل توسط موبایل
وحـــــید

اذیت نکردم آبجی خو خودش درس نمیخونه بعد به روش خودش نمره میگیره.الانم نمیذاره تو بخوابی

13 سال و 3 ماه و 29 روز و 22 ساعت و 56 دقيقه قبل
ᔕᗩᙢᓰ

خخخخخ
راحیل منم می خوام بیام خواننده بشم

13 سال و 3 ماه و 28 روز و 10 ساعت و 1 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)