دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دلش می خواهد از درخت توت خانه ی مادر بزرگ هرگز پائین نیامده بود ...

1392/03/02 - 20:28 در اشعار فارسی
1 ديدگاه
آناهیتا

دلش می خواهد
از درخت توت خانه ی مادر بزرگ
هرگز پائین نیامده بود
و عروسک هفت سالگی اش
بر صندلی آن چرخ فلک سر به فلک کشیده
جا نمانده بود هرگز
...


دلش می خواهد
این خاک نا حق
حقیقت نداشت
زندگی بازی بود
مرگ بازی بود
و خاک بازی بود
...
در این ساعت صبح
و در این گوشه از بهشت زهرا
خدایش شاهد است از دل و جان
حاضر بود مرده شور
رخت و ریختش را برده باشد
اما سیاه او را نپوشد
...


افتاده بر این مستطیل سنگین
که خوابش را سبک کرده است
دلش می خواهد اصلن
به دنیا نیامده بود
و انتخاب نکرده بود نام زیبائی را
که بر سنگ تراشیده شود امروز .


بهشت زهرا زیر پای مادران است!


شعر عباس صفاری

13 سال و 3 ماه و 28 روز و 18 ساعت و 13 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)