دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
لایک(20 کاربر) |
بازنشر(2 کاربر)پیگیریکنندگان دیدگاه(مشاهده) |
هر دو خود را به مادر رساندند، مادر آنها را براي چنين پيكاري پرورش داده بود. نگاهشان ميكني، مأيوسند و خسته. زن ميپرسد: عون! محمد! شما را چه شده است؟
13 سال و 3 ماه و 26 روز و 5 ساعت و 32 دقيقه قبلـ مادر! حسين رخصت به ميدان رفتن نداد، از صبح بيتابيم و بيقرار پس از علياكبر آماده بودهايم، اما...
زن وقتي شنيده بود حسين قصد سفر دارد بيدرنگ از عبدالله خداحافظي كرد. اين را با او شرط كرده بود كه هر جا حسين برود همراهش باشد، اما دو فرزندش در مدينه نبودند، اين را ميدانست كه هر جا باشد دايي خود را تنها نميگذارند، وقتي هم كه در بين راه به كاروان رسيدند لبخند رضايت آرامش را به وجود دود برادر ارزاني داشت.
اكنون چه بايد كرد: بعض گلوي هر دو فشار ميداد.
امام رخصت ميدان نميدهد، كاري بكن مادر، تو خواهر امامي، عزيزترين محبوب اويي...
و تو چشم به آسمان ميدوزي قامت دو نوجوانت را دوره ميكني و ميگويي، رمز اين كار را به شما ميگويم. امام را به مادرش قسم بدهيد به مقصود خود خواهيد رسيد...
وقتي حسين پيكر عون و محمد را بغل گرفت و به سوي خيمه كشاند زن كه زودتر حسين بر نعش اكبر حاضر شده بود از خيمه خود بيرون نيامد تا حسين شرمنده زينب نشود...
وفات عقیله بنی هاشم ، ام المصائب -حضرت زینب کبری سلام الله علیها تسلیت باد.