دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دختری لباس قرمزی به تن کرد و از شادابیِ لباس غرقِ لذت بود تا این که پدر گفت : "این لباسِ جلف چیه؟" تا این که مادر گفت: "جلو در و همسایه آبرو داریم" تا این که مردی گفت: "باید تعهد بدی" تا این که زنی گفت: "شیطان پرست" دختری که لباس قرمز پوشیده بود خندید و خندبد و باز هم خندید بعد هم لباسش رو عوض کرد ...

1392/03/06 - 16:10 در چهار راه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)