دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادم میاد پدرم تعریف میکرد ،.....دیدگاه.....

1392/03/07 - 12:01
2 ديدگاه
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

،قبل از انقلاب تو جاده اصفهان ، یک راننده کامیون می بینه زنی گریون کنار جاده ایستاده ، ازش چند و چون رو می پرسه ، و زن جواب میده : دو نفر با یک ماشین سر راه من و شوهرم رو گرفتنت ، شوهرمو زدند -شاید هم کشتند یادم نیست- و به من هم تجاوز کردند .

راننده کامیون میگه : ماشینشون رو میشناسی .زن جواب میده :بله . بهش میگه سوار شو . با سرعت میره و ماشین رو پیدا میکنه ، میکشه کنار ماشین و به خانوم میگه خوب نگاه کن همینها بودند؟ زن میگه بله خودشون هستند.

راننده کامیون میریه پشت سرشون و از روی ماشین رد میشه و باز دنده عقب میره و یک بار دیگه هم از روی ماشین رد میشه .

خیلی دور هم نه ، خودمون که دیدیم چه جوونهای ، که از گل بهتر ، جونشون رو کف دستشون گذاشتند ، همه چی رو به جونشون خریدند رفتنت تا نزارند فاجعه سوسنگرد برای دخترها و زنهای دیگر شهر ها اتفاق بیافته .

حالا به کجا رسیدیم ، غیرت ایرانی که این همه بهش می بالیدیم چی شده ، خودمون داریم جای عراقی ها و دشمن رو پر میکنیم ؟؟!!!!

حالا دسته جمعی حمله می کنند به یک باغ و زنها رو می برند ، توی جاده جلوی ماشین رو میگیرند و زنش رو می برند و بیشتر از 20نفر بهش تجاوز میکنند . دسته جمعی حمله میکنند به یک استخر زنانه .اینجا ایرانه ، همون جای که غیرتش اجازه نداد عکس هیچ زنی روی آثار تخت جمشید باشه ، اینجا ایرانه ما در حال سقوطیم ،

13 سال و 3 ماه و 24 روز و 21 ساعت و 12 دقيقه قبل
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

این نوشته هیچ ربطی به دنیای جهنمی من نداره هرچند به جهنم و بهشت خیلی ها مربوطه !!!

13 سال و 3 ماه و 24 روز و 21 ساعت قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(7 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)