دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دل من آینه ای بود . . .

1392/03/07 - 15:31 در اشعار فارسی
1 ديدگاه
باران بهاری

اشک گرم تو فرود آمد و بر گونه چکید

اشک گرمی که در او شادی و غم پنهان بود

آب و آیینه و دیوار ترا می‌جستند

دل من نیز به سودای تو سرگردان بود


همه را دیدی و نام منت از خاطر رفت

همه را خواندی و تصویر من از دل راندی

پاریا بودم و چون سوختم از آتش قهر

مشت خاکسترم از خشم بر آب افشاندی


چون گل ماه که پرپر کندش پنجه‌ی موج

غنچه‌ی یاد تو پرپر شد و بر خاک نشست

دل من، آینه‌ای بود و پر از نقش تو بود

دیگر آن آینه کز نقش تو پر بود، شکست!

نادر نادرپور

13 سال و 3 ماه و 23 روز و 14 ساعت و 19 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)