دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

چه می پرسی ز فریادی که پنهان در گلو دارم؟ / که مُهر خامُشی بر لب، ز بیم آبرو دارم / وفای اشک را نازم که در شب‌های تنهایی / گشاید عقده‌هایی را که پنهان در گلو دارم ... !/

1392/03/08 - 15:32 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

من آن پرورده ی دردم که در گهواره ی هستی
به خون خوردن ز پستانِ غم ایام ، خو دارم

من آن داغ جوانی دیده ام ، دیگر چه می پرسی
ز شیون ها که شب ها بر مزار آرزو دارم ؟

میان گریه می خندم ، میان خنده می گریم
خدا را با خیال خویش اینسان گفتگو دارم


چه آفت زد به بستان امیدم کز سر حسرت
به عمری آرزوی یک گل خوش رنگ و بو دارم

من آن مرغ پریشانم که در کنج قفس از دل
هزاران ناله ی شبگیر دور از های و هو دارم

گر از سنگ جفا بال و پرم بشکست غم نبود
که با بشکسته بالی باز پای جست و جو دارم

علیرضای تبریزی

13 سال و 3 ماه و 21 روز و 17 ساعت و 12 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)