دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

با غنچه ی خاموشی، سِری و سَری دارم / با چشم سخنگویی، پنهان نظری دارم / در این دل افسرده, سوز دگری بینم / در این سر شوریده، شور دگری دارم ... !/

1392/03/08 - 21:21 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

از دربدری ای دل ! وقتست که باز آیی
دانی من بی سامان چشمی به دری دارم

ای راهبر دل ها ! دست من و دامانت
من یک دل آواره ، در رهگذری دارم

در عالم هشیاری او را نتوان دیدن
تا بی خبر از خویشم ، از او خبری دارم

من اشکم و او دیده ، من آهم و او سینه
در پرده نمی مانم تا پرده دری دارم

او چون گل نوروزی ، من ابر بهارانم
شاداب بود این گل ، تا چشم تری دارم

تا خرمن صد جان را یکبار بسوزانم
در سینه ی خود ، سوزی در دل شرری دارم

بی روی دل افروزت شب صبح نمی گردد
هر شب که تو باز آیی آن شب سحری دارم

در دام تو بگریزم ، تا پای گریزم هست
بر گرد سرت گردم ، تا بال و پری دارم

ابوالحسن ورزی

13 سال و 3 ماه و 21 روز و 10 ساعت و 33 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)