دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

چو در بستی به روی من، بکوی صبر، رو کردم / چو درمانم نبخشیدی، بدرد خویش خو کردم / چرا رو در تو آرم من، که خود را گم کنم در تو / به خود باز آمدم، نقش تو در خود جستجو کردم ... !/ [شهریار]

1392/03/10 - 22:27 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

خیالت ساده تر بود و با ما از تو یکروتر
من اینها هر دو با آئینه ی دل روبرو کردم

فشردم با همه مستی به دل سنگ صبوری را
ز حال گریه ی پنهان حکایت با سبو کردم

فرود آ ای عزیز دل که من از نقش غیر تو
سرای دیده با اشک ندامت شستشو کردم

صفایی بود دیشب با خیالت خلوت ما را
ولی من باز پنهانی ترا هم آرزو کردم

ملول از ناله بلبل مباش ای باغبان رفتم
حلالم کن اگر وقتی گلی در غنچه بو کردم

تو با اغیار پیش چشم من می در سبو کردی
من از بیم شماتت گریه پنهان در گلو کردم

حراج عشق و تاراج جوانی ، وحشت پیری
در این هنگامه من کاری که کردم یاد او کردم


از این پس ( شهریارا ) ما و از مردم رمیدنها
که من پیوند خاطر با غزالی مشک مو کردم

13 سال و 3 ماه و 19 روز و 10 ساعت و 11 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)