دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یعنی : درد و دل درد .....! .... ( )

1392/03/11 - 13:09 در تايپ نويـس
1 ديدگاه
مهشی ــد

وقتی ب بضی چیزا فک میکنم نا خود آگآه میخندم ... بی دلیل... همه چپ چپ نگآه میکنن ولی من دیوونه نیسم .... : |

وقتی با بضیآ راحت صمیمی میشدم و بعد راحت نمک نشناسی میکردن ... ! ولی کم نبودن آدماایی ک ٍ باهاشون طعم شادی رو چشیدم ...
وقتی از همه ی آدما خسته میشی ... از نگآهاشون ک ٍ یا خیلی بیش از حد خوب ٍ یا خیلی بدهـ .... گآهی فک میکنم کآش صبرم مث مامانم بود .... !
نمیگم تنهآم چون تنها نیسم ... افسرده هم نیسم ولی نمیتونم بگم ک ٍ همیش ٍ هم میخندممم و اونم از ته دل ...

وقتی بابام میگ ٍ این مآهای آخرممم تحمل کن این آدما رو و انقدر غر نزن ولی وقتی فک میکنم ک ٍ رفتنم ب منزله ی تموم شدن همین خاطراته ... ای کاش کسی بهم نگه خوش ب ٍ حالت وقتی ک امسال اولین سالیه ک رای میدم ولی شاید نباشم ک ببینم سرنوشت چی میشهههه.../...

دلم برا خاطرات دوران دبیرستان و راهنمایی تنگ ٍ ک شیطون ترین بودم تو کلاس و شاید مدرسه ولی واس اینکههه نمره هام خوب بود اخ نمیکردنم .... : )) بعد از مدرسه ک سردم میشد و ب دوستام میگفتم سردمههه همه بم میخندیدن ولی بعد یکی سویشرتشو با محبت بهم میداد ... ولی حآلــــآ وقتی میگی همههه داوطلب میشن ولی نمیدونی ک پشتش 1000 منته .... !

وقتی دلم برا خودم تنگ ... برآ دوستای خوبم تنگ ٍ .... راستی چرا همه عوض شدن ؟؟؟ منم مث ٍ همه ...

13 سال و 3 ماه و 21 روز و 11 ساعت و 54 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)