دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

تنها کسی بود که تو دنبالر خیلی باهاش با احتیاط حرف می زدم. یجورایی حساب می بردم هنوزم دلیلشو نمی دونم! مهربون ِ مودب ِ سر صبحم بهش زنگ بزنم مث ِ دیروز مث ِ من بداخلاق نیست بعدش اینکه بهش اعتماد دارم و یکی از دوست داشتنیای ِ دنبالر ِ

1392/03/12 - 15:35
7 ديدگاه
آناهیتا

چرا از من حساب می بردی؟
باید فکر کنی و دلیلشو پیدا کنی
شیرازیت رو بذار کنار
مگه میشه وقتی الهه تماس میگیره من بد اخلاق بشم؟
یه مورد رو نگفتی
بعضی پیامک ها مخصوصا بعضی خبرها


بدون اغراق و تعارف میگم عزیزم تو هم برا من خیلی عزیزی

13 سال و 3 ماه و 20 روز و 2 ساعت و 31 دقيقه قبل
الهه

نمی دونم حساب می بردم دیگه/ من از بابامم حساب نمی برم ببین چی بودی دیگه تو
نمی تونم حوصله ی معادلات چندمجهولی ندارم
خب می گم که! معمولن الهه سر صبح بدخلاق ِ تو کاملن ورژن مخالف ِ منی

اونا رو نخواستم رو کنم ملت اطلاعات بیشتری کسب کنن

مرسی آنای عزیزم محبت داری

13 سال و 3 ماه و 20 روز و 2 ساعت و 29 دقيقه قبل
آناهیتا

حس میکنم چون هم استانی نبودم و سنم از شما ها بیشتر بود

بعد دیروز تو کجا بد اخلاق بودی؟

یه وقتایی چون می دونم خوشت میاد سریع بهت خبرمیدم نکات مهم رو

13 سال و 3 ماه و 20 روز و 2 ساعت و 26 دقيقه قبل
الهه

نمی دونم شاید
دیروز آخه اخبار مهم بود خب جایی برای بداخلاقی نمی موند

اصن تو ردخور نداره بعضی کارات عاشقتم دیگه

13 سال و 3 ماه و 20 روز و 2 ساعت و 21 دقيقه قبل
آناهیتا

چون با روحیات همدگیه اشنا نبودیم.مثل خود من

13 سال و 3 ماه و 20 روز و 2 ساعت و 10 دقيقه قبل

بازنشر

(2 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)