دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

گاهی آنقـدر عــاشقـم که دلم برای تـــرانه ی کوتـــاهی که در بـاران خواندی تنگ می شود و دوست دارم نـام تو را بر سینه درختانی که هنوز بـالغ نشده اند حک کنم. و گاهی آنقدر سـردم که شکـوفه ها را در بـاد رها می کنم و در اتــاقی از برف به خواب می روم. گـاهی آنقـدر شـاعرم که دوستـــــ دارم تـا قیــامت زیر بــــاران بــایستم و برای پروانه های خشک شده گریه کنم . و گاهی آنقدر سنگم که دلم برای چشم های تو تنگ نمی شود. و بـــوسه هایم را در دفتر خاطراتم پنهان می کنم!!!

1392/03/12 - 16:42
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)