دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

واستادم سرِ پنجره دیدم یکی چسبیده به بابابزرگم وِل کنم نیست ! هِی میگه حاجی یه کیلو چایی بده به من بابابزرگم میگه آقا ندارم ،بخدا ندارم ! کارخونه رو دَه ساله فروختم ! مردِ هم ول کن نیست هی میگه آها بده به اون فامیلات دعات میکنن ، به منِ بیچاره نده بده به اونا که شکمشون سیره : )))) بابابزرگم میگه برنج میخوای دارم ، گیر داده میگه نه چایی میخوام : ))) (همه هم با لهجه یِ شیرینِ گیلکی) حالا مگه میفهمه ! من این بالا اصن پخششش بودم از خنده !!!

1392/03/12 - 19:28 در نِـــدایِ دِلَـم
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)