دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ميان اينكه تو هستی و زمينی كه برانگشت من می‌چرخد ... مانده‌ام خودم را بردارم يا اين آفتاب دست و پا شكسته را ... به سرنوشت كه برمی‌گردم، چقدر دلم می‌سوزد برای درختان طوفان زده، كه خاطرات شكسته‌ای دارند ... به آسمان كه برمی‌گردم چقدر پُرم از هوای نيامدنی كه اين آفتاب به سرم انداخته ... باور كن صبح دارد دير می‌شود ... ساعت زنگ رسيدن را كوك كرده و من هنوز مانده‌ام ... نه خودم را نه اين آفتاب دل شكسته را ... !/ [مرتضی احمدوند]

1392/03/13 - 15:55 در بروبکس توییت
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)