دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بعد ی اعترافِ دیگه هم اینکه اولِ ابتدایی بودم ب دوستم ک دخترِ همسایمون و هم کلاسیم هم بود گفتم بابام واسم ی مداد از تهران خریده هرچی می تراشمش بزرگتر میشه !! ... انقدر واقعی و هیجانی واسش تعریف کرده بودم ک اینا ک تعطیلات رفته بودن تهران مامانش تعریف میکرده ک این رفیقِ ما 7 روز فقط گریه میکرده ک ازون مدادا می خواد و مسافرتُ کوفتِ وجودِ همه کرده !! ...و اینجا بود ک برای اولین بار روحِ عمهِ گرام مستفیض شد !! . . .

1392/03/15 - 00:12 در اعترافگاه
16 ديدگاه
مـِـلـפבےܓܨ

بابام اصلن ب کتک اعتقاد نداره ... اصولِ تربیتیش سکوت محوره !!

13 سال و 3 ماه و 15 روز و 3 ساعت و 41 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)