دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@✔ عـلـ[بابا]ــی در هنگام فکر کردن

1392/03/19 - 11:54
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

پا به پای کودکی هایم بیا
کفش هایت را به پا کن تا به تا

قاه قاه خنده ات را ساز کن
باز هم با خنده ات اعجاز کن

پا بکوب و لج کن و راضی نشو
با کسی جز دوست،همبازی نشو

بچه های کوچه را هم کن خبر
عاقلی را یک شب از یادت ببر

خاله بازی کن به رسم کودکی
با همان چادر نماز پولکی

طعم چای و قوری گلدارمان
لحظه های ناب بی تکرارمان

مادری از جنس باران داشتیم
در کنارش خواب آسان داشتیم

یا پدر،اسطوره ی دنیای ما
قهرمان باور زیبای ما

قصه های هر شب مادر بزرگ
ماجرای بزبز قندی و گرگ

غصه هرگز فرصت جولان نداشت
خنده های کودکی پایان نداشت

هر کسی رنگ خودش ،بی شیله بود
ثروت هر بچه قدری تیله بود

ای شریک نان و گردو وپنیر...
همکلاسی ،باز دستم را بگیر

مثل تو دیگر کسی یک رنگ نیست
آن دل نازت برایم تنگ نیست؟

رنگ دنیایت هنوزم آبی است؟
آسمان باورت مهتابی است؟

هر کجایی،شعر باران را بخوان
ساده باش و باز هم کودک بمان..

باز باران با ترانه ،گریه کن!
کودکی تو ،کودکانه گریه کن!

ای رفیق روزهای گرم و سرد
سادگی هایم رابه سویم بازگرد!!!

13 سال و 3 ماه و 11 روز و 20 ساعت و 12 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)