دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

چند دقیقه پیش مامان گفت اقای وفامنش همسایه سر خیابونیمون عمرشو داده به شما...من این اقا رو باهاش زیاد برخورد نداشتم..اما یه دختر داشت که عقب مانده گی ذهنی داشت فقط سه بار خونشون رو به اتیش کشیده بود.. که خدا خودش به دادشون رسیده بود ...اما این مرد انقدر این دختر رو دوست داشت که این محبتو تو چشای مادرشم نمیدیدی ..وضع مالیشون اونقدری نبود ماشین داشته باشن اون وقتا دوچرخه بعدها موتور داشتن هر گاهی میدیدمش دخترشم همراهش بود ..وقتایی محرمم که میومدن نذری ببرن بازم بادخترش میومد ..دلش براش نمیسوخت ,خیلی دوسش داشت ..15 روزی که انیسه مشهد بود اقای وفامنش نه غذای درست و حسابی خورده بود نه پاشو از خونه بیرون گذاشته بود ...بس که دلتنگ شده بود برای دخترش ...حالا امروز وقتی شنیدم همش به انیسه فک میکردم و ..به دل نگرونی که اقای وفامنش به دخترش محبوبش داره ...

1392/03/20 - 22:53 در بروبکس توییت

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)