دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دیگر نمی خواهم نگرانیهای کوچک خردم کند خیلی اتفاقات افتاده.به بعضی ها علاقهمند شده ام،بعد دیده ام اشتباه بوده است،فقط کشش تن بوده است که وقتی ماهی می گذشته و نمی دیدمش تمام شده.گاهی کسی را می دیدم و همین طور وقتی نبود خیال می بافتم،بعد،دو سال بعد که می دیدمش می دیدم هم او نیست که می شناختم هر نسل،یا حتی هر آدم چوخای خودش را دارد که لازم نیست به ارث بگذارد..

1392/03/21 - 15:19 در از کتاب ... .
2 ديدگاه
فردایی دیگر

داستان نویسنده ای است که در دهۀ 1360 از ایران به سفر اروپا می رود، در محافل ادبی حاضر می شود و داستان های اش را می خواند، و با اولین عشق زندگی و سال های کودکی و جوانی اش ملاقات می کند. ظاهرا حکایت خود گلشیری است. بخاطر این که نویسنده مدام در جلسات ادبی داستان هایی از خودش را می خواند، یک جورهایی داستان در داستان هم می شود. یکی از جالب ترین داستان حکایت آشنا شدن نویسنده با همسرش است، زنی که هر شب به نویسنده زنگ می زده و داستان زندگی یا همان درد دل هایش را برای او می گفته تا نویسنده همۀ آن ها را داستان کند و بنویسد....

مرحوم استاد هوشنگ گلشیری ...شاید بعد ازاقای صادق هدایت قلم ترین قلم رو به عرصه کاغذ بردن ایشون ..

13 سال و 3 ماه و 10 روز و 6 ساعت و 37 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)