چند سال پیش یه مدتیو سردبیر یه نشریه فرهنگی با محوریت قران شدم..وقتی برای معارفه به هیئت تحریریه رفتم ...دیدم خانومهایی که اونجا بودند همه خب چادری بودند همه هم از من بزرگتر بودن.. حجاب من مشکلی نداشت ..فقط چادری رو که اونها داشتند من نداشتم..یادش بخیر همین که نشستم روی صندلی پشت چشم نازک کردنا و زیر چشمی دیده شدنا شروع شد..یادم نمیره تا وقتی اون جلسه تموم شد حس کردم نیم عمرم رفته ... فضای خیلی سنگینی بود ..به راه های مختلف اعتراضشونو بهم نشون دادن حتی اقایون ..خیلی دلم میگرفت وقتی برای نماز تعطیل میکردیم به هم دیگه میگفتن التماس دعا به من نمیگفتن ..یا وقتی سعی میکردن قران های هدیه ای رو بدن ...فک کردن برای من مهم نیست از اون قرانا بهم بدن و ندادن..
1392/03/21 - 16:02 در
شب نامه
.. ..اخرش رسما مدیر مسئول وادار شد بهم بگن بابت مسائلی و همکاران چادر داشته باشید ..وسطای کار بود نمیتونستم انصراف بدم ..برای همینم ترجیح دادم تسلیم بشم ...با چادر میرفتم ...و دردناکی دیگه ای که داشت این بود که میخواستن بابت فقط و فقط چادری که نداشتم و حالا داشتم منو به راه راست هدایت کنن...چقدر هم مهربانانه اینکارو میکردن..اما بیشتر دلمو میشکست...
13 سال و 3 ماه و 15 روز و 8 ساعت و 42 دقيقه قبلمیدونی دقیقا برعکسشم هست / وقتی چادر بذاری و توی جمع بهت یه جور دیگه نگاه کنن
13 سال و 3 ماه و 15 روز و 8 ساعت و 40 دقيقه قبلمیدونی وقتی میری جایی که حجاب بقیه با تو فرق داره و اونا باهات برخوردی میکنن
خیلی بدتر
این برداشتای اشتباه از همدیگه ...این ندونسته به میدون رفتن و قاضی شدن ...
13 سال و 3 ماه و 15 روز و 8 ساعت و 40 دقيقه قبلبه لباس نیستا ...دوستانی دارم با افکاری درخشان ..از همون بچه های مهربون حوزه..
اره اونم بدتره یاس..
13 سال و 3 ماه و 15 روز و 8 ساعت و 39 دقيقه قبلدیدم ...
دوستی دارم میگه انقدر بابت چادرم مسخرم میکنن ...سرکلاس استاد و دانشجو چادرمو مسخره میکنن ..
همه این ها تلخه ..همش..همین نفهمیدنای هدیگه..
من از وقتی چادر میذارم هرروز دارم حرفایی میشنوم که . .
13 سال و 3 ماه و 15 روز و 8 ساعت و 38 دقيقه قبلفقط تحمل میکنم همین
تو کار خودت رو میکنی ..حسابتم با خداست ..دقیقا بابت حسابی که باخودش داری رفتار میکنی ..پس برای همینه تحمل میکنی ..تحمل نه مطمئنم لذت میبری از کارت..
13 سال و 3 ماه و 15 روز و 8 ساعت و 37 دقيقه قبلاز کارم خوشحالم چون خواست خودم بوده . . .
13 سال و 3 ماه و 15 روز و 8 ساعت و 35 دقيقه قبلمنظور رفتار اطرافیانه که تحمل میکنم.
انشاء الله ,تکیه گاهت خانوم زهراست ..
13 سال و 3 ماه و 15 روز و 8 ساعت و 33 دقيقه قبلبه نظرم باید بهشون میفهموندی که همه چیز چادر نیست...!!
13 سال و 3 ماه و 15 روز و 8 ساعت و 33 دقيقه قبلدرسته پوشش برتره اما دلیل نمیشه که این کارو کنن...!!!
من خودم چادریم اما دوستایی دارم مانتویی که از من هزار درجه بهترن و با ایمانتر....!!!
اینجور چیزا اثبات کردنی نیست ...

13 سال و 3 ماه و 15 روز و 8 ساعت و 29 دقيقه قبلخودشون باید به شناخت برسن ..وقتی تو رو بشناسن میفهمن چنین نیست ...
باید خودشون منو میشناختن کم کم ..ولی خب من زمان زیادی قرار نبود اونجا باشم...
در ضمن تو خودت گلی خانومم
اما اینطور ادما نیاز به تلنگر دارن...!!!

13 سال و 3 ماه و 15 روز و 8 ساعت و 23 دقيقه قبلنمیدونم چرا اما کفرم درومد با این پستت...!!!نه تورو میشناسم نه دیدمت اما خب اون حس دوس داشتن هست دیگه...!!!اگه بودم یه چیزی میگفتم بهشون.
بدم میاد از ادمایی که اینطور رفتار میکنن خودشونو علامه دهر میدونن...!!!
کاری میکنن که ادم متنفر شه ...!!!فکر کردن فقط یه دماغشون معلوم باشه دیگه تمام ...بهترشون تو دنیا نیست...!!!
خودت گلی فدات شم...
مهربونی دوستی جونم
13 سال و 3 ماه و 15 روز و 4 ساعت و 32 دقيقه قبلالبته بی تلاش هم نبودم..یه بار از خانوم مرضیه دباغ یه مطلب دادم ..