دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

چند سال پیش یه مدتیو سردبیر یه نشریه فرهنگی با محوریت قران شدم..وقتی برای معارفه به هیئت تحریریه رفتم ...دیدم خانومهایی که اونجا بودند همه خب چادری بودند همه هم از من بزرگتر بودن.. حجاب من مشکلی نداشت ..فقط چادری رو که اونها داشتند من نداشتم..یادش بخیر همین که نشستم روی صندلی پشت چشم نازک کردنا و زیر چشمی دیده شدنا شروع شد..یادم نمیره تا وقتی اون جلسه تموم شد حس کردم نیم عمرم رفته ... فضای خیلی سنگینی بود ..به راه های مختلف اعتراضشونو بهم نشون دادن حتی اقایون ..خیلی دلم میگرفت وقتی برای نماز تعطیل میکردیم به هم دیگه میگفتن التماس دعا به من نمیگفتن ..یا وقتی سعی میکردن قران های هدیه ای رو بدن ...فک کردن برای من مهم نیست از اون قرانا بهم بدن و ندادن..

1392/03/21 - 16:02 در شب نامه
12 ديدگاه
فردایی دیگر

.. ..اخرش رسما مدیر مسئول وادار شد بهم بگن بابت مسائلی و همکاران چادر داشته باشید ..وسطای کار بود نمیتونستم انصراف بدم ..برای همینم ترجیح دادم تسلیم بشم ...با چادر میرفتم ...و دردناکی دیگه ای که داشت این بود که میخواستن بابت فقط و فقط چادری که نداشتم و حالا داشتم منو به راه راست هدایت کنن...چقدر هم مهربانانه اینکارو میکردن..اما بیشتر دلمو میشکست...

13 سال و 3 ماه و 15 روز و 12 ساعت و 17 دقيقه قبل
یاس

میدونی دقیقا برعکسشم هست / وقتی چادر بذاری و توی جمع بهت یه جور دیگه نگاه کنن

میدونی وقتی میری جایی که حجاب بقیه با تو فرق داره و اونا باهات برخوردی میکنن

خیلی بدتر

13 سال و 3 ماه و 15 روز و 12 ساعت و 15 دقيقه قبل
فردایی دیگر

این برداشتای اشتباه از همدیگه ...این ندونسته به میدون رفتن و قاضی شدن ...
به لباس نیستا ...دوستانی دارم با افکاری درخشان ..از همون بچه های مهربون حوزه..

13 سال و 3 ماه و 15 روز و 12 ساعت و 15 دقيقه قبل
فردایی دیگر

اره اونم بدتره یاس..
دیدم ...

دوستی دارم میگه انقدر بابت چادرم مسخرم میکنن ...سرکلاس استاد و دانشجو چادرمو مسخره میکنن ..
همه این ها تلخه ..همش..همین نفهمیدنای هدیگه..

13 سال و 3 ماه و 15 روز و 12 ساعت و 14 دقيقه قبل
یاس

من از وقتی چادر میذارم هرروز دارم حرفایی میشنوم که . .
فقط تحمل میکنم همین

13 سال و 3 ماه و 15 روز و 12 ساعت و 13 دقيقه قبل
فردایی دیگر

تو کار خودت رو میکنی ..حسابتم با خداست ..دقیقا بابت حسابی که باخودش داری رفتار میکنی ..پس برای همینه تحمل میکنی ..تحمل نه مطمئنم لذت میبری از کارت..

13 سال و 3 ماه و 15 روز و 12 ساعت و 12 دقيقه قبل
یاس

از کارم خوشحالم چون خواست خودم بوده . . .


منظور رفتار اطرافیانه که تحمل میکنم.

13 سال و 3 ماه و 15 روز و 12 ساعت و 10 دقيقه قبل
elysiume

به نظرم باید بهشون میفهموندی که همه چیز چادر نیست...!!
درسته پوشش برتره اما دلیل نمیشه که این کارو کنن...!!!
من خودم چادریم اما دوستایی دارم مانتویی که از من هزار درجه بهترن و با ایمانتر....!!!

13 سال و 3 ماه و 15 روز و 12 ساعت و 8 دقيقه قبل
فردایی دیگر

اینجور چیزا اثبات کردنی نیست ...
خودشون باید به شناخت برسن ..وقتی تو رو بشناسن میفهمن چنین نیست ...
باید خودشون منو میشناختن کم کم ..ولی خب من زمان زیادی قرار نبود اونجا باشم...
در ضمن تو خودت گلی خانومم

13 سال و 3 ماه و 15 روز و 12 ساعت و 4 دقيقه قبل
elysiume

اما اینطور ادما نیاز به تلنگر دارن...!!!
نمیدونم چرا اما کفرم درومد با این پستت...!!!نه تورو میشناسم نه دیدمت اما خب اون حس دوس داشتن هست دیگه...!!!اگه بودم یه چیزی میگفتم بهشون.
بدم میاد از ادمایی که اینطور رفتار میکنن خودشونو علامه دهر میدونن...!!!
کاری میکنن که ادم متنفر شه ...!!!فکر کردن فقط یه دماغشون معلوم باشه دیگه تمام ...بهترشون تو دنیا نیست...!!!
خودت گلی فدات شم...

13 سال و 3 ماه و 15 روز و 11 ساعت و 58 دقيقه قبل
فردایی دیگر

مهربونی دوستی جونم

البته بی تلاش هم نبودم..یه بار از خانوم مرضیه دباغ یه مطلب دادم ..

13 سال و 3 ماه و 15 روز و 8 ساعت و 7 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)