دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دوتا دوست دارم . یکی یه تیکه از موهاشو قهوه ای کرده بود . یکی ابروشو ورداشته بود . بعد اونی که ابرو ورداشته بود به اونی که موهاشو رنگ کرده بود گفت الان فک میکنی خوشگل شدی ؟ بعد اونم گفت الان ابروتو ورداشتی خوشحالی ؟ بعد اون یکی گفت اَه کفششو نگا بعد تا دوستم کفششو نگاه کرد یهو اون یکی یهو زد زیر خنده گفت اُاُ موهاشو رنگ کرده . از خنده مُردم .

1392/03/22 - 23:06
24 ديدگاه
elahe

نه یوگی ..یعنی منظورم تو و دوستانته

13 سال و 3 ماه و 7 روز و 11 ساعت و 46 دقيقه قبل
elahe

آن زمانی که شما در کوچه ها ... می دویدید دنبال تیله ها ..ما بدیدیم کل این برنامه ها

13 سال و 3 ماه و 7 روز و 11 ساعت و 36 دقيقه قبل
علیرضا

نخیرم . حتی هنا دختری در مزرعه یا اون سیبزمینی ها که توی یه روستا زندگی میکردن چندتا اسب کوچولو بوددن هم یادم میاد . اسبا هر کدوم یه قلبلیتی داشتن .

13 سال و 3 ماه و 7 روز و 11 ساعت و 17 دقيقه قبل
elahe

آره اسب کوچولوهای مهربون که میان برنامه اون خرسهایی بود که رو شکمشون رنگین کمان و ابر و اینا داشتن

13 سال و 3 ماه و 7 روز و 11 ساعت و 11 دقيقه قبل
علیرضا

آره . چقد دوسش داشتم . هنوزم اگه پخش بشه نگاهش میکنم .

13 سال و 3 ماه و 7 روز و 11 ساعت و 5 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)