جهت عضويت در Donbaler و دنبال کردنِ ٠•♥✿ LvF ✿♥•٠ تمايل داريد ؟!

دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
پسر: صفای وجودت خانوم.
13 سال و 4 ماه و 27 روز و 9 ساعت و 52 دقيقه قبلدختر: میدونی... دلم تنگه... برای اون همه پیاده روی هامون... برای سرک کشیدن تو مغازه کتاب فروشی و ورق زدن کتابها... برای بوی کاغذ ... برای شونه به شونه باهات راه رفتنو دیدن نگاه حسرت بار بقیه... آخه هیچ زنی مردی مثل من نداره.
پسر: میدونم... میدونم... منم دلم تنگه... برای دیدن آسمون تو چشمای تو، برای
بستنیهای شاتوپی که با هم میخوردیم... برای خونه ای که توی خیال ساخته بودیم و من مردش بودم ...
دختر: یادته همیشه به من میگفتی خاتون؟؟؟
پسر: آره یادمه... آخه تو منو یاد دخترهای ابرو کمون قجری مینداختی!!
دختر: ولی من که بور بودم ...
پسر: باشه... فرقی نمیکنه.
دختر: آخ چه روزهایی بود... دلم برای دستای مردونت که تو دستام گره میخورد تنگ
شده... مجنون من.
پسر: ...
دختر: چت شد؟چرا چیزی نمیگی؟
پسر: ...
دختر: نگاه کن ببینم... !منو نگاه کن.
پسر: ...
دختر: الهی من بمیرم ... چرا چشمات نمناک شده... الهی من فدات بشم ...
پسر: خدا ن... (هق هق گریه)
دختر: چرا گریه میکنی؟؟؟
پسر: چرا نکنم؟؟... ها؟؟
دختر: من دوست ندارم مرد من گریه کنه... جلوی این همه آدم... بخند دیگه. .
.بخند... زودباش بخند...
پسر: وقتی دستاتو کم دارم چطوری بخندم... کی اشکامو کنار بزنه که گریه نکنم؟؟
دختر: اگه گریه کنی منم گریه میکنما...
پسر: باشه ... باشه ... تسلیم ... ولی نمیتونم بخندما...
دختر: آفرین.حالا بگو کادو ولنتاین برام چی خریدی؟؟
پسر: تو که میدونی... من از این لوس بازیا خوشم نمیاد ولی امسال برات کادوی
خوبی آوردم.
دختر: چی؟ ... زودباش بگو ... آب از لب و لوچه ام آویزون شد...
پسر: ...
دختر: باز دوباره ساکت شدی. . !؟؟؟
پسر: برات کادوووو... (هق هق گریه).یک دسته گل گلایل!!
یک شیشه گلاب!
یک بغض طولانی آوردم!!
تک عروس گورستان!!
پنج شنبه ها دیگه خیابونها بدون تو صفایی نداره!!
اینجا کنار خانه ی ابدییت مینشینم و فاتحه میخونم.
نه... اشک و فاتحه
نه... اشک و دلتنگی و فاتحه...
نه... اشک و دلتنگی و فاتحه... خاطرات نه چندان دور...
امان... خاتون من تو خیلی وقته که... (هق هق گریه)
آرام بخواب بانوی کوچ کرده من ...
دیگه نگران قرصهای نخوردم... لباسهای اتو نکشیده ام... صورت پف کرده ام از بیخوابیم نباش... !
نگران خیره شدن مردم به اشکهای من نباش... !
بعد از تو دیگه مرد نیستم اگر بخندم... !
خیلی قشنگ بود... خیلی خیلی
13 سال و 4 ماه و 27 روز و 8 ساعت و 14 دقيقه قبل
13 سال و 4 ماه و 27 روز و 8 ساعت و 9 دقيقه قبل