دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

خب خــــــــــــب خب خب! ما ! انگشت کردیم تو چشُ چالِ مستکبرُ اومدیم!! یه خانم چادریِ مهربونی داشت برام مینوشت برگه رو! گفتم : میخونید رای مون رو دیگه؟ گفت: حتـما! گفتم : انشالااااا! دیگه شما و خداتون! گردنتونه! --خانمه خشکش زد! // خلاصه من اگه خدایِ نکرده رای ــَم رو کردن اولین نفر سره پلِ صراط همین خانمه رو یقه اش رو میگیرم! آخه بهم قول داد!

1392/03/24 - 15:45 در روزنوشت
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)