دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

خواستم داد شوم گرچه لبم دوخته ست...خودم و جَدم و جدِ پدرم سوخته ست... خواستم جیغ شوم،گریه ی بی شرط شوم...خواستم از همه ی مرحله ها پرت شوم ...کسی از گوشیِ مشغول به من می خندید...آخرِ مرحله شد غول،به من می خندید... یک نفر از وسط کوچه صدا کرد مرا...بازیِ مسخره ای بود،رها کرد مرا... با خودم با همه با ترسِ تو مخلوط شدم...شوت بودم که به بازیِ بدی شوت شدم... آنچه می رفت و نمی رفت فرو من بودم...حافظِ این همه اسرارِ مگو من بودم... از تحمل که گذشتم به تحمل خوردم...دردم این بود که از یارِ خودی گل خوردم

1392/03/29 - 12:35 در دوره
1 ديدگاه
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)