با بابام رفتیم سونا، مایوش رفت بالا دیدم جای یک زخم دایره ای رو پاشه... - این چیه بابا؟! - دهنت قرصه؟! - ها؟! بله! خیالت جمع! - با مامانت تازه نامزد کرده بودیم، طرف لاله زار با حبیب و جعغر نفری سه چارتا پنج سیری عرق زده بودیم، داشتم سیگار می کشیدم، نمی دونم این بابای بیکار مادرت از کجا پیداش شد، سیگارو کردم تو جیبم و دیدم داره میاد طرفمون همونجا اینقد فشارش دادم به تنم که خاموش شد! - ایول به این عشق! به خاطر مامان دردشو تحمل کردی! - نه بابا تو مستی خریت کردم! - حالا بعدش مامان چه حالی شده وقتی بهش گفتی به خاطرش این کارو کردی! - نگفتم که! مگه مغزمو خر گاز زده؟! تو به کی رفتی یابو؟! - یعنی نپرسید اون جای سوختگی تابلو چیه؟! - چرا! گفتم جای گلوله ست! گفتم چریک فدایی بودم، ساواکی ها با تیر زدنم، ولی فرار کردم
1392/03/29 - 17:08 در
چهار راه
این متنُ خیلی دوس دارم
13 سال و 3 ماه و 2 روز و 20 ساعت و 46 دقيقه قبل