دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امروز سال 1389 قلمم رو مطالعه میکردم....چقدر خوش ایند روحم بود ...چند روز پیش هم سال 88 رو خونده بودم...

1392/03/31 - 19:27 در شب نامه
7 ديدگاه
محمّد حسین حدّادزاده

واسه همینه که اینقدر قشنگه متنتون
فقط اون متن قبلی، سنگیدن نوشتیدش، میشد ساده تر هم گفت، البته قصد جسارت و حتا نقد ندارم، خدایی نکرده، فقط خواستم بگم، کلا نثری شبیه دکتر سروش رو نمی پسندم،
استادی دارم به اسم دکتر صادقی، ایشون متنهاشون همه، ادبی هست، ولی ثقیل نیست، نثر سنگین نیست اگرچه متن نوشته هاشون بعضی وقتها کمی سنگینه.
شاگرد قبول نمیکنین؟

13 سال و 4 ماه و 19 روز و 22 ساعت و 35 دقيقه قبل
فردایی دیگر

من؟
نفرمایید خواهر زاده من خودم یه شاگرد ناشی خرده پام..باور کنید.
اما قبلا از لطف بی نهایت و مهربونی همیشگیتون ممنونم ..
شرمنده میکنید هر بار ..
کدوم نثر ..اینجا بنویسش براتون توضیح میدم.

13 سال و 4 ماه و 19 روز و 22 ساعت و 32 دقيقه قبل
فردایی دیگر

حالا متوجه شدم ..
همو متنی که از مقاله دادمش؟
اون رو خب به طبع ابتدای ترسیمی از نظریه هابرماس هستش ..بعد از اون تنه با رنگ نقدی به اون هست..پس از اون پاسخ نگارنده...
خب تا زمانی که نظریه تکامل عقلانیت هابرماس رو ندونید نمیتونید بدونید دیقیقا چی گفته شده ...
از این بابت فک کنم تقصیری ندارید...
باید نظریه های نظریه پردازان مکتب انتقادی ..همچنین هابرماس که روی سخن تو اون نوشتم به ایشون بود ..رو کامل مطالعه کرده باشید ..
سختیش بابت اینه ...
و اینکه خب من خطوطی از یه فصل اون رو به شما دادم...
ولی باز هم به چشم می اندیشم به این نقد ..


13 سال و 4 ماه و 19 روز و 21 ساعت و 44 دقيقه قبل
محمّد حسین حدّادزاده

نه من اون مقاله رو نخوندم و آره خب مقاله کامل رو هم بهم ندادین، ان شالله فرصت بشه، حتما خواهم خوند.
خیلی ممنون

13 سال و 4 ماه و 19 روز و 17 ساعت و 39 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)